شمارهٔ ۳۱۴ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
زهی ملک لطافت را وجودت نازنین شاهی
جهان عالم آرایت سپهر حسن را ماهی
ز مهر رویت ار عکسی فتد بر عالم خاکی
هزاران ماه کنعانی بر آرد سر ز هر چاهی
بگرد غنچه خندان در آمد سبزه خطت
تو گوئی مور پیدا کرده بر تنگ شکر راهی
مه دیگر شود پیدا سپهر لاجوردی را
اگر در تیره شب ناگه نمائی رخ ز خرگاهی
مکن با عاشقان جوری عزیز من از آن ترسم
که در آئینه حسنت رسد از چشم بد آهی
کمال حسن شاهی را نباشد هیچ نقصانی
اگر پرسد گدائی را ز راه لطف گه گاهی
مرا بار غمت بر دل فزون میآید از کوهی
ترا باری ز بیرحمی همی آید کم ازکاهی
شب یلدای هجرانت تسلی میدهم دلرا
که شام غم رسد روزی بشادی سحرگاهی
اگر روی ترا بینم شود اندیشه های بد
تو چون ابن یمین آخر کجا یابی نکو خواهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و لطافت محبوبش اشاره میکند و او را مانند ماهی در آسمان زیباییها توصیف میکند. او میگوید اگر تصویر محبوبش بر روی زمین بیفتد، هزاران ماه زیبا به وجود خواهد آمد. شاعر از عاشقانه بودن ارتباط خود میگوید و نگران است که این عشق به چشمهای حسود آسیب برساند. او تأکید میکند که کمال زیبایی محبوب بدون نقص است و حتی گدایان نیز از لطف او بهرهمند میشوند. همچنین، احساس غم و اندوه ناشی از دوری محبوبش را با بار کوهی مقایسه میکند و به تسلی دلش در شب یلدای فراق اشاره میکند. در نهایت، او هشدار میدهد که اگر زیبایی محبوبش را ببیند، افکار منفی و بیخودی به سراغش میآید.