نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۶ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی قدح می که درو هست صفائی

به ز آن مطلب نزد خرد راهنمائی

می در همه وقتی خوش و خوشتر بزمانی

کز بلبل و گل یافت چمن برگ و نوائی

رخساره بسرخی کند الحق چو عقیقی

در باده لعل ار فکنی کاهربائی

می چیست لطیفی بصفا راحت روحی

در مملکت عقل شهی کامروائی

در دور فلک بر صفت دختر رز نیست

از کار دل غمزدگان بند گشائی

با دختر رز تازه کنم عهد مودت

کز مادر ایام ندیدیم وفائی

گر تیره شد از زنگ غمت آینه دل

چون باده روشن نبود زنگ زدائی

از محنت ایام دل ابن یمین را

دردیست که از باده بهش نیست دوائی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره لذت‌های زندگی و نوشیدن شراب است. شاعر ساقی را خطاب قرار می‌دهد و از زیبایی‌های شراب و لحظات خوشی که با آن تجربه می‌شود، صحبت می‌کند. او می‌گوید که شراب به روح آرامش و شادی می‌آورد و در زندگی انسان، به ویژه در دورانی که غم و اندوه وجود دارد، اهمیت زیادی دارد. شاعر به مقایسه عشق و دوستی با گل و بلبل می‌پردازد و از وفا و زیبایی یاد می‌کند. در نهایت، او به درد و محنت‌های زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که دردهای دل را نمی‌توان با هیچ چیز جز شراب فراموش کرد.