شمارهٔ ۳۲۰ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
لعل لبش کزو بچکد آب زندگی
آورد خط بنام من از بهر بندگی
در جستجوی عارض چون آفتاب او
هستم چو ماه گرد جهان در دوندگی
طوطی جان همی زندم بال تا کند
اندر هوای شکر جانان پرندگی
نسبت بقامتش نتوان کرد سرو را
کو سرو را میان چمن آن چمندگی
مرغ رمیده دانه خال ار ببیندش
از دام زلف او ننماید رمندگی
تا گشت چون کمان قدم از من چو تیر جست
تیر از کمان هر آینه جوید جهندگی
بی او نخواهد ابن یمین یکنفس حیات
کز بهر وصل او بودش میل زندگی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با اشاره به زیبایی و جذبه معشوق، به احساس عشق و اشتیاق شاعر پرداخته است. شاعر از لعل لب معشوق سخن میگوید که آب زندگی را به همراه دارد و خود را در جستجوی او و زیباییاش توصیف میکند. او خود را مانند ماهی میبیند که به دور زیبایی معشوق میچرخد. همچنین، از تلاش خود برای پرواز و رسیدن به معشوق صحبت میکند و به قامت او که از سرو بسی زیباتر است، اشاره میکند. در نهایت، شاعر بیان میکند که بدون وجود معشوق، زندگی برایش بیمعنا است و همهچیز برای او به خاطر وصال معشوق اهمیت دارد.