نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۴ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یا رب کراست چون تو نگاری شکرلبی

سروی سمنبری صنمی سیم غبغبی

جانی بلطف و جمله خوبان چو قالبند

هرگز بلطف جان نشود هیچ قالبی

چون هست نور روی تو گو مه دگر متاب

با نور آفتاب چه حاجت بکوکبی

نسبت مکن بماه نو ابروی خویش را

کوهست پیش ابروی تو نعل مرکبی

بس روزها که در غمت آورده ام بشب

بر یاد آنکه با تو بروز آورم شبی

در آرزوی زلف چو شام تو هر سحر

مائیم و آب دیده و آهی و یا ربی

دائم در آنهوس که تو آئی بپرسشم

شکرانه جان همیدهم ار گیردم تبی

یکشب خیال تو لب بر لبم نهاد

گفتم که حاصلم ز تو جانیست بر لبی

تا در سفر چه‌ها کشد ابن یمین چو دید

روز وداع ماه تو در قلب عقربی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر عشق و زیبایی محبوبش را وصف می‌کند و به احساسات عمیق و دلتنگی‌های خود اشاره می‌کند. او محبوب را به صورت یک نگار زیبا با لبانی شیرین توصیف می‌کند و می‌گوید که زیبایی او هیچ نیازی به نور خورشید ندارد. شاعر در آرزوی دیدار محبوبش است و از غم‌ و اندوهی که به خاطر دوری او متحمل شده، سخن می‌گوید. او با حسرت در انتظار بازگشت محبوبش نشسته و به یاد شب‌های گذشته و لحظات شیرینی که با هم داشته‌اند، می‌پردازد. در نهایت، شاعر به دشواری‌هایی که در دوری محبوبش متحمل شده اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشقش به او همچنان زنده و پایدار است.