شمارهٔ ۳۴ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بر دلم از جور او امبار بار دیگرست
باش کو صد بار بود این نیز بار دیگرست
بنده آن سرو آزادم که دایم بهر او
هر دمی از هر دو چشمم جویبار دیگرست
در هوای عارض همچون گل بیخار او
چشم من چون ابر نیسان اشکبار دیگرست
با خرد گفتم که سرو راستی بالای اوست
گفت نی خپ باش کآنجا کار و بار دیگرست
بر سر سرو سهی نسرین و سنبل کی شکفت
تا چه شاخست آنکه او را برگ و بار دیگرست
گر چه با من دوستم دی بود بر نوعی که بود
رغم دشمن آن گذشت امروز بار دیگرست
گر دهد سلطان حسنم در دمی صد بار بار
همچنان ابن یمین در عشق بار دیگرست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به احساسات غم و عشق خود اشاره دارد و هر بار که عشق او مورد آسیب قرار میگیرد، آن را به نوعی تجربهای تکراری میداند. او از چشمانی اشکبار سخن میگوید و خود را همچون سروی آزاد توصیف میکند که همیشه برای معشوقش، بار دیگر آماده است. او تأکید میکند که هر بار که به عشق فکر میکند، حالتی جدید و متفاوت دارد، حتی اگر تجربیات مشابهی داشته باشد. در نهایت، شاعر به پیچیدگیهای عشق و روابط انسانی اشاره میکند و بیان میدارد که اگرچه درد و غم وجود دارد، اما عشق همچنان جاریست و تازه میشود.