شمارهٔ ۴۰ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
توئی که سایه زلفت شعار خورشیدست
غبار خط تو نقش و نگار خورشیدست
فروغ روی تو کز لطف آب ازو بچکد
چو آتش است که در چشمه سار خورشیدست
بگرد عارض تو خط عنبرین گوئی
هلال غالیه گون بر کنار خورشیدست
بسان ذره دلم بیقرار گشت چو دید
که زیر سایه زلفت قرار خورشیدست
کسیکه دید بناگوش و در شهوارت
سهیل گفت مگر گوشوار خورشیدست
ز نور روی تو یکذره تافت بر خورشید
بحسن طلعت از آن اشتهار خورشیدست
بنور چهره خود ظلمت از دلم بزدای
از آنکه تربیت ذره کار خورشیدست
بسان دیده حربا همیشه ابن یمین
ز شوق روی تو در انتظار خورشیدست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و فرهیختگی معشوق پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویر و تعابیر زیبا، ظرافت و نرمی معشوق را با خورشید مقایسه میکند و بیان میکند که زیبایی او مانند نور خورشید درخشنده و دلانگیز است. همچنین، شاعر از احساس شوق و بیقراری خود به خاطر وجود معشوق سخن میگوید و ابراز میکند که وجود او برایش آرامشبخش و روشناییدهنده است. به طور کلی، شعر به تحسین زیبایی و جذبه معشوق و تأثیر عمیق او بر احساسات شاعر میپردازد.