نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جبیب یار پاکدامن مطلع روز منست

دیدن رویش نشان بخت فیروز منست

فال فرخ از رخ و زلفش همی گیرم از آنک

این شب قدر من و آن روز نوروز منست

خط مخوان نقشی که بر سطح مهش بینی از آنک

آینه است آن روی و زنگش آه دلسوز منست

گر فشانم جان بر او پروانه وش عیبم مکن

روی شهر آرای او شمع دلفروز منست

هر بدی کابن یمین را آید از جانان بسر

گوید اصل شادی جان غم اندوز منست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و زیبایی است. شاعر به توصیف محبوبی اش می‌پردازد که دیدن روی او نشانه‌ی سعادت و خوشبختی است. او به نقش و زیبایی محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید که چهره‌اش مانند آینه‌ای است که درد و رنج او را نشان می‌دهد. شاعر ابراز می‌کند که حتی اگر جانش را به پای محبوبش نثار کند، عیبی بر او نمی‌گذارد؛ چرا که زیبایی او مانند شمعی است که قلب را روشن می‌کند. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که تمامی غم‌ها و مشکلاتش از جانب محبوبش به وجود آمده و شادی‌اش نیز به او وابسته است.