شمارهٔ ۴۳ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
چون بت من بر سمن زلف معنبر شکست
رونق کافور شد قیمت گوهر شکست
بر مه تابان او ابروی همچون هلال
پرده مانی درید خامه آذر شکست
تا بشکر خنده کرد لعل لبش درفشان
رسته پروین گسست رشته گوهر شکست
باد صبا صبحدم بر گل رویش وزید
نازکی او چو دید بر سمن تر شکست
خواست برابر شود با رخ زیباش ماه
مهر رخ او فکند بر مه انور شکست
ماه چو با آفتاب روی در آرد بروی
از پی آن اوفتد کار وی اندر شکست
گر دل ابن یمین بشکند آن نازنین
جانش فدا باد و هست ار شکند ور شکست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است و احساسات شاعر را نسبت به او بیان میکند. شاعر از زیبایی معشوق با تصاویری چون زلفهای معنبر، ابروی هلال و لبهای لعل صحبت میکند. او نشان میدهد که عشق و زیبایی معشوق چگونه باعث شور و نشاط او میشود و حتی در مقایسه با زیباییهای دیگر، معشوق همچنان برتر است. آنچه که شاعر در نهایت میگوید این است که اگر دل او به خاطر زیبایی معشوق بشکند، برایش جان و زندگیاش را فدای او خواهد کرد.