نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خرامان میرود دلبر تعالی الله چه رفتارست

شکر میبارد از پسته بنا میزد چه گفتارست

بگرد چشمه نوشین چه خرم سبزه ئی دارد

خضر بر آبحیوانست و بر شنگرف زنگارست

نگارا از دلم یکدم غمت غائب نمیگردد

ندارم در جهان جز غم که دلجویست و دلدارست

من از جام می عشقت اگر مستم عجب نبود

عجب ز آنکس همی دارم که در دور تو هشیارست

سر اندر پایت افکندم گرفتی خرده‌ای بر من

منه آئین بیزاری که اندک مایه آزارست

ز چشم فتنه انگیزت بدی کردن چه آموزی

بیاموز از رخت آخر که او بس نیک کردارست

اگر ابن یمین گوید که از جانت نیم بنده

ازو مشنو که این دعوی پس اقرار انکارست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر درباره عشق و معشوق خود سخن می‌گوید و احساسات عمیقش را نسبت به او بیان می‌کند. او از زیبایی‌های طبیعت و شادی که معشوق به او می‌دهد سخن می‌گوید و از غم و اندوهی که در دل دارد، به عنوان تنها حسش در دنیا یاد می‌کند. شاعر به پیوندی عمیق با عشق اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که اگرچه در عشق مست شده، اما این طبیعی است و حیرت او از کسانی است که در دوری این عشق هنوز هشیارند. او همچنین به زیبایی و کردار نیک معشوق اشاره می‌کند و از تجربه‌های بدی که ممکن است از چشم فتنه‌انگیز او به وجود آید، ابراز تأسف می‌کند. در نهایت، اشاره‌ای به قول‌های بی‌اساس و ناپایدار دیگران درباره عشق می‌کند.