شمارهٔ ۵۳ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رویت که ازو عالم خوبی بنظام است
چشم بد از و دور یکی ماه تمام است
نی نی غلطم مه که و خورشید چه باشد
خورشید کنیز است ترا ماه غلام است
یک بنده روی رخت غره صبح است
یک چاکر هندوی خطت طره شام است
خرم نفسی کز درم آئی بسلامی
باز آی که منزل ز تو خود دار سلام است
ناکامی من زین فلک بیسرو پای است
از دوری آن هیچ مرا کار بکام است
خون ریختن من بچه فتویت حلال است
دیدار تو دیدن بچه تقویم حرام است
گشتم ز غم عشق تو ایدوست بحالی
کز هستی من نیست نشانی همه نام است
گر ز آنکه مرا در نظر آری و خیالم
پرسی ز یکی کابن یمین زین دو کدام است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و او را به عنوان سرشار از خوبیها و نور توصیف میکند. شاعر با زبانی خیالپردازانه، معشوق را چون آفتاب و ماه میداند و خود را بنده او قلمداد میکند. او فراق از معشوق را مسبب ناکامی و رنج خود میداند و بیان میکند که دیدن معشوق، برای او حرام است، اما عشق و غم او را درگیر کرده است. شاعر در نهایت از وفاداری و فداکاری برای عشق سخن میگوید و به شدت در تلاش است تا نشانی از معشوق پیدا کند.