شمارهٔ ۵۲ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رخسار لاله رنگ خوشت آتش ترست
آبحیات در لب میگونت مضمرست
صبحست و شام هر دو بهم روی و موی تو
و آن صبح و شام هر دو چو کافور و عنبرست
چون ذره در هوای تو دلرا قرار نیست
تا روی دلربای تو خورشید انورست
بگداخت چون شکر دل من در میان شیر
تا عارضت چو شیر و لبت همچو شکرست
دایم در آن امید که باز آئی از درم
چشمم در انتظار تو چون حلقه بر درست
گفتم برای زیورت ایسرو سیمبر
پیوسته چشم و چهره من گوهر و زرست
لعلت بخون ابن یمین گر چه خط نمود
نا حق مریز خونش که آن خط مزورست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و دلربایی معشوق است. شاعر با توصیف رنگ رخسار و لبهای معشوق، احساس عشق و آرزو را بیان میکند. صبح و شام را به زیباییهای او تشبیه میکند و میگوید که در انتظار بازگشت اوست. همچنین، او هر چیزی را برای زیبا ساختن حضور معشوق به کار میبرد و در نهایت به ارزش و تأثیر خون و خطوط زیبای او اشاره میکند. در کل، این شعر عواطف عمیق عاشقانه و آرزوهای شاعر را به تصویر میکشد.