شمارهٔ ۵۸ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
سحرگه چون برانگیزد ز خواب آهنگ میدانت
بفال سعد بنماید قمر روی از گریبانت
دهان غنچه از شادی بماند باز اگر گویم
که با وی نسبتی دارد لب چون غنچه خندانت
بهر مجلس که بنشینی هزاران فتنه برخیزد
ز بس کاندر جهان شورست از آنشیرین نمکدانت
خیال زلف تو دیدم شبی در خواب و دل میگفت
ندانم تا چها بینم از این خواب پریشانت
اگر بختم دهد یاری که یابم از لبت کامی
بمانم چون خضر زنده ز ذوق آبحیوانت
بخاک پایت ای دلبر که سربازم چو پروانه
گرم در خواب بنمائی رخ چون شعله رخشانت
دل ابن یمین در بر کبوتر وش طپد از غم
که عکس شهپر طوطی فتد در شکر ستانت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذابیت محبوب خود میپردازد. از بیداری صبحگاهی و شکلگیری احساسات عاشقانه سخن میگوید و به طرز شاعرانهای لبهای محبوب را با غنچههای باز و خندان مقایسه میکند. او از فتنهها و جاذبههای مطلوبی که در هر مجلس با حضور محبوب ایجاد میشود، یاد میکند و به خوابهای عاشقانهاش اشاره میکند که در آن خیال زلف محبوبش را دیده است. شاعر آرزو میکند که بتواند از عشق محبوب بهرهمند شود و در کنار او زندگی کند. در نهایت، با زبانی عاشقانه، به تقدیس محبوب و زیباییهایش میپردازد و از عشق خود به او میگوید.