شمارهٔ ۶۲ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ساقیا چون گل شکفت از میْپرستی چاره نیست
صورتی بیجان بود کو وقت گل میخواره نیست
نوعروس گل ز مهد غنچه میآید برون
بالغ است آری ازین پس جای او گهواره نیست
این زمان کز خرمی صحرا بهشتآسا شدست
خانه دوزخ گشت بر دل گر دلی از خاره نیست
بر جهان افکن نظر پس کج نشین و راست گو
از خوشی و خرمی اندر خور نظاره نیست
عزم ثابت دار بر عیش و میی خواه آنچنانک
چون حبابش بر سپهر آبگون سیاره نیست
وقت آن آمد که گوید چون کمال ابن یمین
با پریرویی که چون او دلبری عیّاره نیست
در میان سرو و سوسن در ده آن رطل گران
مجلس آزادگان را از گرانی چاره نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به میپرستی و لذت از زندگی اشاره دارد. شاعر با اشاره به زیبایی گل و جوانی، به زندگی و خوشیها دعوت میکند. او میگوید که زمان شادی و سروری فرا رسیده و نباید به دلایل غم و اندوه توجه کرد. هرچند که زندگی گاهی تلخ و در حال تغییر است، اما باید به خوشیها و لذتهای زندگی اهمیت داد و از آنها بهره برد. شاعر از می و عیش سخن میگوید و به اهمیت زندگی در لحظه تأکید میکند. در نهایت، او به دنبال آزادی و خوشی در جمع آزادگان است.