شمارهٔ ۶۷ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عالم از حسن تو یکسر حسن آباد شدست
بنده عارض تو سوسن آزاد شدست
پیش صاحبنظران معجزه روح الله
با وجود لب جان پرور تو باد شدست
هندوی چشم ترا ترک فلک شاگردی
کرد گوئی که چنین رهزن و استاد شدست
تا شدی یوسف مصر دلم ایجان عزیز
دیده یعقوب وشم دجله بغداد شدست
هیچ شادی مرسادم بدل غمکش اگر
هرگزم جز بغم عشق تو دل شاد شدست
تا شدی خسرو خوبان جهان ابن یمین
در هوای لب شیرین تو فرهاد شدست
بستان جان بده ام بوسه مکن هیچ مکاس
تاجرانرا نه که آئین ستد و داد شدست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و بیانگر تاثیری است که این زیبایی بر عالم و دل عاشق دارد. شاعر از تماشای حسن معشوق صحبت میکند و میگوید که به خاطر او، دنیا زبده و زیبا شده است. او همچنین به حالتهای مختلف عاشقانه و ارتباط عمیق میان عشق و غم اشاره میکند. در نهایت، شاعر از جذابیت و شیرینی لب معشوق خود میگوید و تأکید میکند که این عشق فراتر از هر شادی یا غمی است.