نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عشقبازی با چو تو معشوق کاری بس خوشست

روزگار عشقت الحق روزگاری بس خوشست

نوبهار شادمانی روزگار عاشقیست

تازه بادا تا ابد کاین نوبهاری بس خوشست

گر ملامتگو نظر در وی بچشم من کند

داردم معذور چون بیند که یاری بس خوشست

خواهم افکندن سر اندرپای آن زیبا نگار

بو که گیرد دست من الحق نگاری بس خوشست

گر چه ز آن سیمین سرین بارگرانم بر دلست

در زیادت باد تا باشد که باری بس خوشست

نرگس جادوت را مخمور می بینم ولیک

تا چه می خوردست کش در سرخماری بس خوشست

گر چه کشت ابن یمین را انتظار وصل دوست

گر میسر گردد آخر انتظاری بس خوشست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و زیبایی معشوق است. شاعر از خوشی و لذت‌هایی که در دوران عاشقی تجربه می‌کند، صحبت می‌کند و می‌گوید که این روزگار بسیار خوشایند و دلپذیر است. او به زیبایی‌های معشوق خود اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حتی اگر دچار ملامت شود، به خاطر زیبایی یار، ملامت را بر خود می‌پذیرد. همچنین، شاعر به انتظار و امیدی که برای وصال معشوق دارد، اشاره می‌کند و این انتظار را نیز شیرین و رضایت‌بخش می‌داند، حتی اگر سختی‌هایی با خود به همراه داشته باشد. در نهایت، عشق و زیبایی معشوق باعث خوشحالی و شادابی شاعر می‌شود.