نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر دلم بردی به غارت قصد جان باری چراست

ور نخواهی کرد خیری شور و شر باری چراست

بر خراب آباد دل بار فراغ عشق بس

از فراقت بر سر بارم دگر باری چراست

با تو خورشید ار ز بی آبی کند دعوی حسن

پیش رویت خود نمائی چون قمر باری چراست

هر که با قد تو بر سرو سهی چشم افکند

عقل و هوش ار نیستش کوته نظر باری چراست

گر زگرمی دل آهم سرد شد آری رواست

با دماغ خشگم آخر دیده تر باری چراست

چون اثر نگذاشت از من ترکتاز چشم او

اینچنین از حال زارم بیخبر باری چراست

چون نکرد ابن یمین در گردنش طوقی ز دست

بر میان از ساعد غیرش کمر باری چراست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و دردهای ناشی از جدایی و ناکامی در عشق است. شاعر به معشوقش می‌گوید که اگر دل او را ربوده و جانش را تهدید کرده، پس چرا به او خیری نمی‌رساند؟ او از خراب شدن دلش به خاطر فاصله و انتظار می‌نالد و می‌پرسد اگر معشوق زیبایی‌اش را به او نشان نمی‌دهد، پس چرا از او دور است؟ همچنین اشاره به این دارد که زیبایی معشوق باعث می‌شود دیگران عقل و هوش را فراموش کنند. در نهایت، شاعر از غم و بی‌خبری درباره حال خود صحبت می‌کند و از معشوق می‌خواهد که چرا در سختی‌هایش او را ترک کرده است. این شعر احساسات عمیق و عذاب‌آور یک عاشق را به تصویر می‌کشد.