نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۵ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گر مرا جان رود اندر پی جانان از دست

وصل جانان نتوان داد بصد جان از دست

مهر روی چو مهت رونق ایمان منست

بدهم جان ندهم رونق ایمان از دست

یک دل اهل نظر در همه آفاق نماند

که نبردی تو پریچهره بدستان از دست

چون توانی که دهی داد دل شیفتگان

بده ایدوست مده فرصت امکان از دست

جان بگیر از من و بوسی بده و باک مدار

گر دهد لعل تو یکبوسه ارزان از دست

تا بدیدم من سودا زده لطفی که تراست

شد بیکباره دلم در هوس آن از دست

یکدمه وصل ترا من بجهانی ندهم

بهر دیوی که دهد ملک سلیمان از دست

چون خضر گر برهم از ظلمات شب هجر

ندهم تا بزیم چشمه حیوان از دست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و فراق است و احساسات عمیق شاعر را بیان می‌کند. شاعر می‌گوید اگر برای رسیدن به محبوب جانش را هم بدهد، نمی‌تواند زیبایی و جذابیت ایمانش را از دست بدهد. او از سختی‌های عشق و فراق می‌گوید و اینکه هیچکس نمی‌تواند زیبایی محبوبش را فراموش کند. شاعر به عشق خود و درد فراق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حتی در سخت‌ترین لحظات هم حاضر نیست لحظه‌ای از وصال محبوب را از دست بدهد. او تأکید می‌کند که عشق واقعی ارزش هر چیزی را دارد و نمی‌تواند به راحتی فرصتی را از دست بدهد. در نهایت، شاعر می‌خواهد که حتی در شرایط سخت، عشق و وصال محبوب را حفظ کند و هیچ چیز دیگری را بر آن ترجیح ندهد.