نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مشکین سر زلف تو که در پای کشانست

در دل رگ سود است که پیوسته بجانست

لعل تو ندا کرد که یکبوسه بجانی

ز آندم دل سودائی من در پی آنست

گر ز آنکه دلم را بود این بیع مسلم

سودیست که سرمایه اقبال جهانست

طاق خم ابروت که پیوسته بماناد

محراب دل خسته صاحبنظرانست

یاقوت لبت تا بشکر خنده در آمد

خون دل لعلش ز حسد در خفقانست

بیمار شد از چشم سیهکار تو نرگس

زردی جهان بینش دلیل یرقانست

جان و دل من شد سپر تیغ ملامت

ز آنغمزه و ابروت که چون تیر و کمانست

گفتم که ببادام سیاهت ندهم دل

لیکن چکنم پسته تو چرب زبانست

در عشق تو بر دل رقم صبر کشیدن

چون خشت زدن بر زبر آب روانست

رفتی وز پس مینگرد ابن یمینت

چون کشته که چشمش ز پی جان نگرانست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی‌های محبوبش می‌پردازد و از احساسات عمیق خود نسبت به او سخن می‌گوید. او به زلف‌های مشکین و دل‌فریب محبوب اشاره می‌کند که بر دلش تأثیر عمیق می‌گذارد. شاعر از جذابیت لب‌های محبوب و تأثیر چشم‌ها و ابروهای او در احساساتش می‌گوید و از جدایی و دل‌تنگی‌اش در غیاب محبوب شکایت می‌کند. این شعر به نوعی نشان‌دهنده‌ی سرگشتگی و احساسات پیچیده‌ی عشق و نفرت است که در آن، عشق به محبوب هم‌چنان پایدار و قوی باقی می‌ماند.