نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا تُرکانه چشم او به مستی گر جفاها گفت

چرا در تاب شد زلفش جفا گر گفت ما را گفت

بت شیرین‌سخن گرچه جوابم تلخ گفت اما

ز جان خوش‌تر همی‌آید دلم را ز آنکه زیبا گفت

لب و دندانش را هرکس چو دید از لطف و دلجویی

مر این را سِلکِ مروارید و آن را لعل گویا گفت

چو دیدم روی او گفتم که این هم دل بر دهم دین

همین گفت آنکه دید او را نه این بیچاره تنها گفت

کسی کز سینه نرم و دل سخت وی آگه شد

خلاف رسم سیمین کان مکان سنگ خارا گفت

از اول چشمه می‌پنداشت چشمم را ولی آخر

چو در وی مردم آبی شناور دید دریا گفت

گرش ابن یمین گوید کز آن مایی ای مهوش

چرا رنجد چو پیش از ما نبی سَلمانُ مِنّا گفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره می‌کند و از دلدادگی و کشش عاطفی خود نسبت به او می‌گوید. او از تلخی جوابی که محبوبش به او داده، می‌نالد، اما در عین حال زیبایی و دل‌نشینی او را تحسین می‌کند. شاعر احساسات متناقضی را بیان می‌کند؛ از یک سو دلش از عشق به محبوب پر است و از سوی دیگر، به مشکلات و جفاهایی که در این راه متحمل شده اشاره دارد. او زیبایی محبوب را با جواهرات مقایسه می‌کند و در نهایت نشان می‌دهد که عشق، حتی با تلخی‌ها و رنج‌ها، برایش خوشایندتر از هر چیز دیگر است.