شمارهٔ ۸۰ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ماه عیدست این ندانم یا خم ابروی دوست
روز نوروزست تابان در جهان یا روی دوست
آفتاب از روی چون مهرش مثالی روشنست
لیک طغرائی ندارد چون خم ابروی دوست
صبحدم نرگس چو چشم از خواب مستی برگشاد
نسخه ئی دیدم سقیم از غمزه جادوی دوست
آتش دلرا دهد تسکین چو آب زندگی
هر غباری کآورد باد صبا از کوی دوست
هر کسی را هست میلی سوی مطلوبی دگر
عابدانرا سوی خلد و عاشقانرا سوی دوست
عقل ناصح پیشه را در حلقه دیوانگان
میکشد پیوسته زنجیر و شکنج موی دوست
گشت سرگردان دلم چون گوی در میدان عشق
بسکه در چوگان کشیدش حلقه گیسوی دوست
قد چون تیرم ز بار غم کمان آسا شدست
بی گمان خواهد شکست از قوت بازوی دوست
ترکتاز غمزه گر ابن یمین را بس نبود
در فزود اکنون تطاول طره هندوی دوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی دوست است. شاعر از تأثیرات عمیق چهره و خم ابروی معشوق بر دل و جان خود میگوید. او در توصیف زیبایی معشوق، آن را به آفتاب و روز نوروز تشبیه میکند و بیان میکند که وجود معشوق به زندگی او جان میبخشد. دل شاعر در عشق دچار آشفتگی و سردرگمی است و به طور مداوم تحت تأثیر جادوی چشمان و غمزههای معشوق قرار دارد. او همچنین به جدال میان عقل و عشق اشاره میکند و میگوید که عقل نمیتواند در برابر جذبه معشوق مقاومت کند. در نهایت، شاعر به شدت دلبستگی و وابستگی خود به معشوق را بیان کرده و ابراز میکند که دیگر کسی نمیتواند در برابر جاذبه او بیتفاوت بماند.