شمارهٔ ۸ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تا بر آنقامت و بالا نظر افتاد مرا
بس ملولست دل از سرو و زشمشاد مرا
در هوای لب شیرین تو ایخسرو حسن
شد بتلخی ز بدن روح چو فرهاد مرا
تا رقم بربقم از نیل صبوحی زده ئی
دیده شد در هوسش دجله بغداد مرا
هرگزم شاد مبادا دل اگر میل کنم
که کند عشق تو از بند غم آزاد مرا
عشق تو همدم من بود مرا پیوسته
هست با جان صنما عشق تو همزاد مرا
دل سختت بسرشکم نشود نرم بلی
کی شود نرم بآب آهن و پولاد مرا
آتش و آب دل و دیده دلیل اند بر آنک
زود چون خاک دهد عشق تو بر باد مرا
من نه آنم که کنم میل بداد دگری
تا بدل میرسد از عشق تو بیداد مرا
با غم هجر تو چون ابن یمین میسازم
تا سعادت کند از وصل تو دلشاد مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعر است که بیانگر احساس عمیق عشق و غم ناشی از جدایی است. شاعر به معشوق خود اشاره میکند و میگوید که عشق او همیشه با اوست و حتی در سختترین شرایط، دلش نرم نمیشود. او از تلخی عشق و آرزوی وصال صحبت میکند و احساس میکند که هیچ چیز نمیتواند او را از غم عشق آزاد کند. شعر همچنین به مقایسههایی از طبیعت و عواطف انسانی میپردازد و در نهایت به این نتیجه میرسد که باید با غم جدایی زندگی کند و همچنان به عشق خود وفادار باشد.