شمارهٔ ۸۴ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر کجا صاحبدلی آزاده و فرزانه ایست
در هوای زلف چون زنجیر او دیوانه ایست
تا نپنداری که آن خال است بر رخسار او
از سویدای دلم بر خرمن مه دانه ایست
آبحیوان پیش لعلش خاکساری بیش نیست
در هوای عارضش شمع فلک پروانه ایست
در هوای حسن او و عشق شورانگیز من
قصه فرهاد و شیرین مختصر افسانه ایست
گر کنم سر در سر سودای زلف پر خمش
سهل باشد جان فدای او که خوش جانانه ایست
عاقلان تدبیر کار ایندل شیدا کنید
کو برای آشنائی با خرد بیگانه ایست
روی سوی کعبه کردن کی روا باشد مرا
با دلی کز یاد آن بت دائما بتخانه ایست
هوشیاری ناید از ابن یمین در دور او
زانکه اینمستی نه از جام است نز پیمانه ایست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است و به توصیف حالاتی از عشق میپردازد. شاعر به ستایش محبوب میپردازد و بیان میکند که هر جا که فردی بزرگوار و عاقل وجود داشته باشد، عشق و دیوانگی نیز در آنجا هست. او به زیبایی محبوب، زلفهای او و عشق آتشین خود اشاره میکند. شاعر همچنین به آرزوی فدای جانش برای محبوب و عاقلان که به تدبیر این عشق میپردازند، اشاره میکند. در پایان، او به این نکته اشاره میکند که هوشیاری در حضور محبوب ممکن نیست، چرا که این حالت مستی نه به خاطر شراب، بلکه به خاطر عشق است.