شمارهٔ ۸۱ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
نه هر گیاه که در باغ رست شمشادست
نه هر درخت که پیر است سرو آزادست
نه هر که را لب چون شکرست شیرینست
نه هر که کوه تواند برید فرهادست
هزار فکر دقیقست فکر بکر اینجا
نه هر که لوح تواند نبشت استادست
نه هر که صومعه دارد شقیق بلخی شد
نه هر که صوف بپوشد جنید بغدادست
رقیب ابن یمین را چه میکنی انکار
جزالت سخن عذب او خدا دادست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیان میکند که هر چیزی که ظاهری زیبا یا درست دارد، به معنای واقعی نمیتواند نیکو یا باارزش باشد. شاعر اشاره میکند که فقط چون یک گیاه در باغ است، یا یک درخت پیر است، یا کسی لبهای شیرین دارد، به معنای خوبی یا ارزش واقعی آن نیست. همچنین از افراد با ظواهر معنوی و مذهبی نیز نباید انتظار داشت که همگی حقیقتاً عالی باشند. در نهایت، شاعر به تواناییهای خاص رقیبش اشاره میکند و توانایی او در بیان زیبا و عذب را ستایش میکند.