شمارهٔ ۸۶ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هرکه با زلف تو اندر دام نیست
همچو من پیوسته بی آرام نیست
گر چه باشد سرو همبالای تو
راستی را چون تو با اندام نیست
چشم نرگس دل نیارد کرد صید
زآنکه چون چشم خوشت بادام نیست
با تو جز خوبی نشان دیگرست
تا چه چیزست آنکه او را نام نیست
بیتو صبحی نگذرد بر عاشقان
کز فراقت تیره تر از شام نیست
این سر بیمغز من سودای وصل
میپزد دائم ولی جز خام نیست
خویشتن خواهم که گویم با تو راز
ز آنکه قاصد محرم پیغام نیست
با تو در خلوت مدامم آرزوست
بیش از اینم منتهای کام نیست
ساقیا می ده که رند خاص را
سهل باشد گر قبول عام نیست
می پرستی کن چو جم از بهر آنک
در جهان روشندلی چون جام نیست
در ازل آغاز کرد ابن یمین
مستیی کش تا ابد انجام نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و دلتنگی عاشق میپردازد. شاعر از نادانی و بیقراری خود در دایره عشق معشوق میگوید و تأکید میکند که هیچکس به زیبایی و لطافت معشوقش نیست. او به کنایه میگوید که اگرچه دیگران زیبا به نظر میرسند، اما مانند معشوقش نیستند. همچنین، اشاره میکند که هیچ پیغامی از طرف معشوق نمیرسد و او در انتظار وصال عشق خود در عذابی است. در نهایت، شاعر از مستی و شراب میگوید و بر این نکته تأکید دارد که عشق و زیبایی معشوق فراتر از هر چیز دیگری است.