نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هنگام نو بهار و لب جویبار و کشت

دریاب ساقیا که تو حوری و این بهشت

بر بند همچو نی کمر اندر هوای عشق

از خاک جم بزن بسر خم کلاه خشت

گر جام زر کشم ز کف یار سیمتن

عیبم مکن که از ازل اینست سرنوشت

جام ار ز دست دوست بود زهر و می یکیست

آنجا که وصل اوست چه محراب و چه کنشت

جانها فدای دوست که رضوان بباغ خلد

طوبی براستی چو سهی سرو او نکشت

در کین مشو زمهر من ایمه که کردگار

از مهر مه رخان گل ابن یمین سرشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره لذت‌های زندگی و عشق در بهار و زیبایی‌های طبیعت است. شاعر از ساقی (پیشخدمت) می‌خواهد که او را در پذیرایی از شادی‌ها و زیبایی‌های بهشت یاری دهد. او به قطعیت سرنوشت انسانی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که عشق و محبت واقعی، حتی اگر با درد و رنج همراه باشد، بر همه چیز ارجحیت دارد. همچنین، شاعر بر اهمیت وصال محبوب و تقدیس عشق تاکید می‌کند و به زیبایی‌های طبیعت و انسان در عشق اشاره می‌کند. به طور کلی، شعر به تمجید از عشق و زیبایی‌های زندگی می‌پردازد.