شمارهٔ ۹۰ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
زهی من وفای تو نا دیده هیچ
بغیر از جفای تو نشنیده هیچ
مرا دست هجرانت خاری نهاد
گل دلگشای تو ناچیده هیچ
ز مهرت تنم گشت همچون هلال
مه دلربای تو نادیده هیچ
تو خورشید حسنی و من ذره وار
برون از هوای تو نگزیده هیچ
نکردست ابن یمین سرمه ئی
به از خاک پای تو در دیده هیچ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و وفای محبوب اشاره میکند و از احساسات خود نسبت به او و درد جدایی میگوید. او تأکید میکند که جز جفای محبوب چیزی نشنیده و زخم جدایی را تحمل میکند. عشقش به محبوب او را از دنیای دیگران جدا کرده و زیبایی محبوب را با خورشید مقایسه میکند. همچنین، شاعر میگوید که هیچ چیزی در مقابل خاک پای محبوبش ارزش ندارد و تمام زیباییها و نیروی عشقش به او وابسته است.