شمارهٔ ۹۳ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
امیدوارم از آنمه که مهربان گردد
اگر حقیقت حال منش عیان گردد
چو بگذرد بدلم یاد رشته گهرش
ز شوق آن تن زارم چو ریسمان گردد
ز تاب لاله سیراب آتش افروزش
گلاب دیده من آب ارغوان گردد
گهی که شعر سیه در حریر ساده کشد
تنم ضعیفتر از تار پرنیان گردد
بآستینش چو دستم نمیرسد آن به
بزیر پاش سرم خاک آستان گردد
ز کوی وی نه گزیری مرا که بلبل مست
نیارد آنکه نه بر طرف گلستان گردد
بسوزم از غم و پروانه وار دم نزنم
بسان شمع گرم جمله سر زبان گردد
بیا که خط تو منشور حسن را طغراست
مثال فائده مند از پی نشان گردد
بگاه وصف لبت از دهان ابن یمین
ز بس لطیف که آید سخن روان گردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و احساسات عمیق خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او امیدوار است که معشوق مهربانتر شود و در انتظار شنیدن صدای اوست. شاعر با تصاویری زیبا و نمادین، حال و هوا و غمهای خود را بیان میکند؛ بهطوریکه عشق او باعث ضعف و آسیبپذیریاش شده است. همچنین، شاعر از زیبایی و تأثیر خط معشوق و لبانش سخن میگوید و در نهایت ابراز میدارد که در وصف معشوق، کلامش به لطافت و روانی میرسد. در واقع، این شعر بیانگر شدت عشق و وابستگی شاعر به معشوق و زیباییهای اوست.