نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ١٠٩ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

خدائی که بنیاد هستیت را

بروز ازل اندر افکند خشت

گل پیکرت را چهل بامداد

بدست خود از راه حکمت سرشت

قلم را بفرمود تا بر سرت

همه بودنیها یکایک نوشت

نزیبد که گوید ترا روز حشر

که این کار خوبست و آن کار زشت

ندارد طمع رستن شاخ عود

هر آنکس که بیخ شتر خار کشت

چو از خط فرمانش بیرون نه اند

چه اصحاب مسجد چه اهل کنشت

خرد را شگفت آید از عدل او

که اینرا دهد دوزخ انرا بهشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم خداوند و خلقت هستی می‌پردازد. خداوند، با حکمت خود، انسان و عالم را آفرید و برای هر چیزی حدودی مشخص کرد. انسان‌ها نمی‌توانند در روز قیامت به خداوند بگویند که اعمالشان خوب یا بد بوده است، زیرا خودشان مسئول اعمالشان هستند. در نهایت، این عدالت خداوند است که برخی را به جهنم و برخی را به بهشت می‌فرستد، و این برای خردمندان شگفت‌انگیز است.