شمارهٔ ١١۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
در جهان هیچ به از عزلت و تنهائی نیست
وین سعادت ز در مردم هرجائی نیست
اینچنین دولت فرخنده کسی یابد و بس
که وی امروز در اندیشه فردائی نیست
گوشه خلوت و در وی سخن اهل هنر
گر بود در نظر اندیشه تنهائی نیست
گنج عزلت که فراغی و رفاغی است در او
بخوشی کمتر ازین منظر مینائی نیست
گر بدست آید از نیکو نه مباد ابن یمین
بفروشد بجهانیش که سودائی نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی به ارزش تنهایی و عزلت اشاره میکند. شاعر میگوید که هیچ چیز بهتر از زندگی در تنهایی وجود ندارد و این نوع سعادت برای هر کسی دست نمیدهد. او به این موضوع میپردازد که این حالت فرخنده تنها برای کسی پیش میآید که به فکر آینده نیست و در عزلت، آرامش و فراغت را مییابد. همچنین، در سخن اهل هنر و در لذتهای خلوت، حقیقت تنهایی احساس میشود. شاعر در نهایت بر این باور است که اگر کسی چنین آرامشی را به دست آورد، نباید آن را به چیز دیگری بفروشد زیرا ارزشمند است.