شمارهٔ ١٢٠ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
رسد ایدل بتو روزی تو بیسعی ولیک
از گدا طبعی خویشت هوس خواستن است
چه نشینی بهوس مار صفت بر سر گنج
از سر جمله سرانجام چو برخاستن است
رو قناعت کن و در تربیت حرص مکوش
که مغیلان نه چو سرو از پی پیراستن است
رنج بر جان چه نهی بهر جان آرائی
این خود آراسته بیزحمت آراستن است
در جهان پوشش و خوردست کزان نیست گزیر
زین فزون خواستنت عمر بغم کاستن است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره ضرورت قناعت و پرهیز از حرص و ولع برای دنیا است. شاعر به این نکته اشاره میکند که تلاش برای به دست آوردن ثروت و زیباییهای ظاهری موجب رنج و غم میشود. او میگوید که ثروت و زیبایی ماندگار نیست و نباید به خاطر آنها خود را در زحمت بیندازیم. در نهایت، زندگی باید با قناعت و آرامش گذشته شود و بیش از حد خواستن باعث کاهش عمر و شادی میشود.