نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ١۶۶ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

مطبخی ایست ناگوار مرا

شهره گشته بآش پختن کست

تا بشام از سحر بود بنگی

وز سحر تا بشام باشد مست

هر چه از مایعات یافت بریخت

و آنچه از جامدات جست شکست

گر بقبض آورد عصای کلیم

ور بود سوی ذوالفقارش دست

دایم آنش بود تنور آشاب

اکره الجیش این بود پیوست

بنگر تا بغیر ابن یمین

اینچنین مطبخی کسی را هست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف یک آشپزخانه ناگوار می‌پردازد که شهرتش به خاطر آش‌پزی بدش است. در این مکان، از صبح تا شب، فردی مست و بی‌خبر از حال خود به کار می‌پردازد و هر چه مایع و جامد در دسترس بوده، یا ریخته می‌شود یا شکسته. به تصویر کشیدن وضعیت نامناسب آشپزی، شاعر به تضاد بین آشپزی صحیح و آنچه در این مکان اتفاق می‌افتد، اشاره می‌کند و می‌گوید چنین آشپزخانه‌ای مانند هیچ‌کدام از خانه‌های دیگر نیست.