شمارهٔ ١۶٨ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
مدتی در طلب مال جهان کردم سعی
تا بآخر خبرم شد که ز نفعش ضررست
عوض هر چه بمن داد فلک عمر ستد
نکند فایده فریاد که اینش هدرست
عمر ضایع شده و مال نماندست بجا
انده عمر کنون از همه غمها بترست
اینزمان یکنفس عمر بملک دو جهان
نفروشم که بچشمم دو جهان مختصرست
گنجها یافته ام در دل ویران ز هنر
زانکه بحریست ضمیرم که سراسر گهر ست
مایل ملک قناعت چو شدم دانستم
که هنر هر چه زیادت شود ان دردسرست
از بدو نیک جهان هر چه ترا پیش آید
غم مخور شاد بزی زانکه جهان در گذرست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بررسی تلاشهایش برای کسب مال و ثروت میپردازد و در نهایت به این نتیجه میرسد که تلاش برای جمعآوری مال بدون فایده بوده و تنها عمرش را هدر داده است. او متوجه میشود که عمرش ارزشمندتر از هر دارایی است و به جای تمرکز بر مال دنیا، باید بر هنر و قناعت تمرکز کند. شاعر توصیه میکند که در مواجهه با مشکلات، باید شادی را انتخاب کرد و بدانیم که دنیا در حال گذر است و هیچ چیز دائمی نیست. در نهایت، اهمیت داشتن هنر و درک ارزشهای واقعی زندگی را بیان میکند.