نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ١٧۵ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

نکند عمر خویشتن ضایع

هر که در عقل او قصوری نیست

هر چه او را جماد میشمرند

هیچش از نیک و بد شعوری نیست

آدمی نیز اگر بهرزه زید

همچنان از جماد دوری نیست

خواه گو باش او و خواه مباش

چون ازو ظلمتی و نوری نیست

سور باید شمرد شیون او

چون ازو شیونی و سوری نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مفهوم عمر و خرد آدمی می‌پردازد. او تأکید می‌کند که اگر کسی در فهم و عقل خود نقصی نداشته باشد، نباید عمرش را بیهوده بگذارنند. شاعر می‌گوید هرچه را که بی‌جان می‌دانند، از آن نیک و بدی درک نمی‌کنند. انسان نیز اگر به شیوه‌ای بی‌فایده زندگی کند، از جماد و بی‌جان بودن فاصله‌ای نخواهد داشت. خواه او وجود داشته باشد یا نه، و از او نور و ظلمتی برنخیزد، در نهایت باید به زندگی و احساساتش ارزش بدهد. اگر زندگی‌اش پر از درد و ناامیدی باشد، نباید آن را نادیده گرفت. در کل، شاعر به اهمیت آگاهی و ارزش زندگی اشاره می‌کند.