نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ١٩١ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یک دو نوبت در جناب خسرو جمشید فر

آنکه یابد ملک ازو همچون تن از جان تربیت

وانکه بهر بخشش او سیم و زر را میرسد

در صمیم کان ز لطف مهر تابان تربیت

وانکه زیر سایه مهرش عجب ناید مرا

گر ز نور ماه یابد تار کتان تربیت

من بعون رأی پیر و قوت بخت جوان

عرضه کردم شعر و زو دیدم فراوان تربیت

خود بتحسین تربیت فرمود و پس نواب را

کرد اشارت تا کند از راه احسان تربیت

در عمل نواب را پروای من گوئی نبود

زانکه تا اکنون اثر پیدا نشد زان تربیت

نقثه المصدور کردم عرضه تا داند امیر

آنکه اندر شأن منشان بود از اینسان تربیت

تربیت گر میکند خسرو بدوست خود کند

ز آنکه این چاکر نخواهد یافت زیشان تربیت

تا بود عادت که دائم غنچه دلتنگ را

لب شود خندان چو باید ز ابر نیسان تربیت

ابر نیسان کفش فیاض بادا آنچنانک

یابد از وی غنچه لب‌های خندان تربیت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ستایش خسرو جمشید می‌پردازد و او را به عنوان منبعی از تربیت و نعمت معرفی می‌کند. شاعر بیان می‌کند که افرادی که از لطف خسرو بهره‌مند می‌شوند، مانند کسی هستند که از جان خود بهره‌برداری می‌کنند. او همچنین از کم لطفی نواب و عدم توجه آنها به شعرش گلایه می‌کند و امیدوار است که خسرو به او توجه ویژه‌ای داشته باشد. در نهایت، شاعر به زیبایی‌های طبیعت و نقش آن در شادابی انسان‌ها اشاره می‌کند و از انتظار خود برای دریافت تربیت و توجه بیشتر صحبت می‌کند.