شمارهٔ ١٩٢ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
با خرد گفتم که داری در جهان جایی چنان
کاندر او دلخستهای یک دم برآساید ز رنج
گفت بگذر ز آن و این سادهدلیها ترک گیر
زان که نتوان یافتن بیخار گل، بیمار گنج
هست راحت در جهان مانند عنقا در زمان
غیر نامی نیست از وی اندرین دار سپنج
کس در این ایوان ششدر چون دمی بیرنج زیست
راحت جانت همیباید گذر زین چار و پنج
منزلت دور است و ره دشوار و تو نازکمزاج
بار بیش از حد طاقت بر تن مسکین مسنج
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر میگوید که زندگی در این دنیا همواره با رنج و سختی همراه است و به راحتی نمیتوان به آسایش دست یافت. او به خرد میگوید که جایی در این جهان وجود ندارد که بتوان بهطور دائم از رنج فارغ بود. خرد پاسخ میدهد که باید از آرزوهای سادهلوحانه گذشت، زیرا هیچ چیز با ارزش بدون درد و مشقت به دست نمیآید. راحتی و آسایش در این دنیا مانند پرندهای افسانهای نادر است و فراموشی از آن فقط یک نام است. او همچنین تأکید میکند که زندگی بدون رنج ممکن نیست و نباید به خود فشار بیش از حد آورد. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که با تحمل و صبر میتوان از مشکلات عبور کرد، چرا که زندگی دشوار است و نباید خود را تحت بار سنگین رنج قرار داد.