شمارهٔ ٢٠۶ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
ای دل از احداث روزگار نگردی
بد کنش و زشتخو که نیک نباشد
مست خرابات عشق را بملامت
سنگ مزن بر سبو که نیک نباشد
در پس آزادگان بهیچ طریقی
پیش کسان بد مگو که نیک نباشد
گر بدیئی بیند از تو کس که مبیناد
زود دلش را بجو که نیک نباشد
یار کهن را بهیچ رو مده از دست
بهر حریفان نو که نیک نباشد
با همگان باش یکزبان و مگردان
رشته وحدت دو تو که نیک نباشد
هر که بداند که بد چگونه قبیح است
هیچ نیاید ازو که نیک نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دلنوشتههایی درباره رفتارهای نیک و بد اشاره دارد. شاعر میگوید که در روزگار سخت نباید به اعمال بد و ناپسند توجه کرد و در عشق نمیتوان کسی را سرزنش کرد. همچنین، او توصیه میکند که نباید در جمع آزادگان بدگویی کرد و اگر کسی از ما بدی ببیند، باید تلاش کنیم تا نظر او را تغییر دهیم. از دست دادن یار قدیمی به خاطر دوستان جدید نیز ناپسند است. شاعر بر اهمیت وحدت و دوستی تأکید کرده و میگوید که هر کسی که بدی را قبیح بداند، هیچ رفتار زشتی را از او انتظار نمیرود.