شمارهٔ ٢٠٨ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ایدل ایام مستیت بگذشت
بعد از اینت بهوش باید بود
از کدورات شیطنت رستی
با صفای سروش باید بود
سوی شیبت چو روی تاختن است
خیر را سخت کوش باید بود
سرفکنده چو نرگس اندر پیش
همچو سوسن خموش باید بود
بر سر آتش بلا چون دیگ
با دلی پر ز جوش باید بود
سینه گر گنج درهمی خواهی
چون صدف جمله گوش باید بود
اندرین دور تن زن ابن یمین
ورنه زو با خروش باید بود
که گرت باید این نه آن دوریست
کاندرو زهر نوش باید بود
گر نگوئی خوش آمد همه کس
نا خوش آمد نیوش باید بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره گذر زمان و لزوم هوشیاری در مواجهه با چالشها و مشکلات زندگی است. شاعر به یادآوری میآورد که شادیها و روزهای خوش گذشتهاند و اکنون باید با دقت و آگاهی زندگی کرد. از رهایی از شیطنتها و لزوم حفظ صفا و سادگی صحبت میکند. او تاکید میکند که باید در مواجهه با سختیها مقاوم بود و دل را پرشور نگه داشت. همچنین اشاره میکند که اگر میخواهی به ارزش واقعی خود دست یابی، باید همچون صدف گوش به گوشههای زندگی داشته باشی و خود را در کانون مشکلات قرار ندهی. به طور کلی، شعر ایدههای هوشیاری، صبر و توجه به واقعیتهای زندگی را مطرح میکند.