نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٢١١ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای شه کامران وجیه الدین

ای چو نام تو طالعت مسعود

رخ نهاده به بندگی چو ایاز

بر بساطت هزار چون محمود

چاکرت لاشه اسبکی دارد

همچو فرزینش کژ روی معهود

هر که گردد برو سوار بود

در عداد پیادگان معدود

گر بچاکر دهی چنان اسبی

که شوم نزد حاسدان محسود

سیل آسا فشانم از دل پاک

در مدیح تو گوهر منضود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تمجید و ستایش از شاه یا یکی از شخصیت‌های برجسته‌ای به نام "کامران وجیه الدین" می‌پردازد. او این فرد را در مقامی والا و خوشبخت توصیف می‌کند و او را به ایاز و محمود، دو شخصیت تاریخی مشهور، تشبیه می‌کند. شاعر خود را نوکر و خدمت‌گزار او می‌داند و از اسب خود که مشابه اسب فرزین است، صحبت می‌کند. او همچنین بیان می‌کند که هر کس بر این اسب سوار شود، در شمار سربازان او خواهد بود. شاعر امیدوار است که اگر از شاه هدیه‌ای دریافت کند، در نظر حسودان مورد تحسین قرار گیرد و از دل پاکش نیکویی‌ها و ستایش‌ها را برای شاه جاری کند.