شمارهٔ ٢٨٢ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
دشمنی دوسترویم افتادست
که ز هسیتش نیست خواهم شد
هر رهی کان گرفتم اندر پیش
گشت خر سنگ و بند راهم شد
بسکه زد رای ناصواب مرا
عرض عرض و مال و جاهم شد
بو که باری ز دست او برهم
بسلامت سر ار کلاهم شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی تجربهی تلخ دوستی است که به دشمنی تبدیل شده و فرد از احساس ناامیدی و ناکامی در مسیر زندگیاش میگوید. او به این نکته اشاره دارد که تصمیمهای نادرست او باعث آسیب دیدن وضعیت مالی و اجتماعیاش شده است. در پایان، امیدواری به رهایی از این وضعیت و حفظ جان خود را ابراز میکند.