شمارهٔ ٣٠٢ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شکرها واجب که نفس سرکش بدخوی را
رایض عقلم بزیر زین همت رام کرد
بود در آغاز کارم-دل چو گردون بیقرار
چون بدید انجام آن نیکو چو قطب آرام کرد
عمر ضایع میشد اندر پختن سودای خام
پخته نبود هر که زینسان کارهای خام کرد
عقل پیر از راه شفقت گفت با من کای جوان
هر که کرد آغاز کاری فکرت انجام کرد
مرغ جانرا کاشیان برسد ره و طوبی سزد
از برای دانه نتوان پای بند دام کرد
چون شنید ابن یمین فرمان سلطان خرد
نفس سرکش امتثال از کام و از ناکام کرد
کنج عزلت با فراغ خاطریرا همتش
بارگاه هر امیری و وزیری نام کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به نوعی به جدال میان عقل و نفس سرکش اشاره دارد. در آغاز، دل شاعر در حالتی بیقرار و آشفته مانند گردون است، اما با پیشرفت کار و دیدن نیکویی آن، آرامش مییابد. شاعر به این نکته اشاره میکند که عمر انسان در پی کارهای ناپخته هدر میرود و از عقل پیر میآموزد که هر کسی باید با تفکر و خلاقیت آغاز یک کار را به پایان برساند. همچنین، او تاکید میکند که انسان نباید به دانههای فانی وابسته شود و باید به فراز و نشیبهای زندگی با صداقت و صبر نگاه کند. بالاخره، شاعر از فراغ بال و آرامش دل در عزلت سخن میگوید و به اهمیت همت در رسیدن به اهداف بزرگ اشاره میکند.