شمارهٔ ٣٢۶ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
که داند که در وحدت و انزوا
چه آسایش جان بمن میرسد
گشاد است بر من ریاضی کز آن
خرد را نسیم سمن میرسد
دمادم لطیفی دگر نزد من
ز آزادگان ز من میرسد
رسد هر زمانم بدل دلبری
چو سروی که سوی چمن میرسد
بر او زیور عقده ای گران
ز عمان و ملک یمن میرسد
بقیمت بر اهل دانش چنان
که نقد روانش ثمن میرسد
معاشی بمن ز آسیای زبر
بلا زحمت کیل و من میرسد
نه من بر کسی منتی مینهم
نه بر من مشقت بمن میرسد
شد ابن یمین فارغ از خلق از آن
که رزقش چو سلوی و من میرسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تجربیات خود از وحدت و انزوا اشاره میکند و بیان میکند که در این حالت، آسایش روحی به او دست میدهد. او از لطافت و خوشیهایی که به او میرسد سخن میگوید و همچنین به زیبایی و جذابیت دیدگاههایش نسبت به دنیا و علم اشاره دارد. شاعر احساس میکند که زندگی اش بدون زحمتی خاص و به راحتی سپری میشود و بر این باور است که نیازی به تکیه بر دیگران ندارد. او در پایان اعلام میکند که از خلقوخو و زندگی دیگران دوری جسته و به آرامش و رضایت درونی میرسد.