شمارهٔ ٣٨۶ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای نسیم صبحدم از راه لطف
خواجه یوسف را ز من پیغام بر
گو به درگاه تو آمد پیش ازین
بکر فکرم با هزارن زیب و فر
دولتی گوئی نبودش ز آن نشد
از کرامات قبولت بهره ور
بعد از آن بکری دگر پرورده ام
در شبستان هنر ز آن خوبتر
در بلاغت چون کمالی یافتست
وقت آن آمد که گردد جلوه گر
گر برون آید ز پرده خیزدش
خاطب از هر سو فزون از حد و مر
ز آن همی ترسم که ز آن خواهندگان
افتدش ناگاه ناجنسی بسر
من نیم در عهده آن بعد ازین
گر بزاید زو هزاران شور و شر
هان چه فرمائی چه می بینی صواب
کز شبستان آید آن دلبر بدر
عرضه کردم ز آنچه رویم مینمود
مصلحت زین پس توبه دانی دگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از یک شاعر عاشقانه معاصر بیانگر احساسات عمیق و نگرانیهای او درباره محبوبش است. شاعر از نسیم صبح خواهش میکند که پیامی برای یوسف (به عنوان نماد زیبایی و محبوب) برساند و میگوید که قبل از این نیز به درگاه محبوب رفته بود. او از زیباییهای فکری و هنری که به دست آورده سخن میگوید و نگران است که اگر این زیباییها آشکار شوند، ممکن است، کارهایی غیرمطلوب اتفاق بیفتد. شاعر در انتها از محبوبش میخواهد که راجع به این موضوع نظر دهد و تأکید میکند که دیگر نمیتواند مسئولیت عواقب این زیباییها را بر عهده بگیرد.