شمارهٔ ۴ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ابن یمین اگر همه عالم بکام تست
باید کزان فرح نفزاید دل ترا
ور ملک کاینات ز دستت برون شود
هان تا غمش ز جان رباید دل ترا
چون هست و نیست نماند بیک قرار
آن به کزان بیاد نیاید دل ترا
قانع شو و متابعت عقل پیر کن
کز بند غم جز او نگشاید دل ترا
جز صیقل قناعت و استادی خرد
از زنگ حرص کس نزداید دل ترا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
ابن یمین در این شعر به اهمیت قناعت و عقل اشاره میکند. او میگوید اگر همه چیز به خوشحالی تو باشد، نباید دلت هنوز شاد شود. حتی اگر فرمانروایی دنیا را از دست بدهی، غم آن نباید دلت را در بر بگیرد. زندگی در ناپایداری است و باید به آن عادت کرد. او به خواننده توصیه میکند که قناعت پیشه کند و از پیروی از عقل خود دست برندارد، زیرا جز این دو، هیچ چیز نمیتواند دلش را از غم رها کند. تنها با قناعت و خرد میتوان بر حرص و آرزوهای بیپایان غلبه کرد.