شمارهٔ ۴١١ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چهار رکن جهان را بساط نرد انگار
خلایقش چو حریفان مشتغل به قمار
شمار خانه که در چار سوی او بینی
دوره دوازده ساعات لیل دان و نهار
شمار مهره او سی عدد به سان مه است
که سی عدد بود ایام مه به وقت شمار
بیا و زیر و زبر نقش کعبتین ببین
که هست صورت این هفت کوکب سیار
روان به طاس درون کعبتین غلتانش
چو اختران که بر افلاک میکنند دوار
به احتیاط رو ای دل که دست خون است این
که روح در گرو است و حریف بس طرار
چو با حریف درافتادهای به بهبازی
خصال نیک به دست آر در مبادی کار
به راستی پس از این در زمانه فارد باش
که تا زیاد کنی داو رتبت و مقدار
اگر فره به هنر زین سه تا موالیدی
ز ده هزار حریف شگرف باک مدار
به کوی صبر درون خانه گیر و ششدر کن
امل طویل مدار و ره طمع مسپار
بگفت ابن یمین کار اگر کنی نبود
ترا گشادن منصوبه فلک دشوار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تشبیه زندگی و جهان به یک بازی قمار میپردازد. چهار رکن جهان مانند صفحه نرد، و انسانها به عنوان بازیکنان درگیر در این بازی توصیف شدهاند. شاعر به شمار خانههای این بازی و مهرههایی که شب و روز را نشان میدهد، اشاره میکند و از نقش سیارات در این بازی بزرگ میگوید. او هشدار میدهد که در این بازی خونسردی و درایت لازم است، زیرا زندگی با خطراتی همراه است. شاعر توصیه میکند که باید صفات نیکو را در مسیر زندگی به دست آورد و به صبر و تلاش ادامه داد، تا در نهایت به موفقیت برسد. در نهایت، پیام اصلی این است که با هوشمندی و صبر میتوان در چالشهای زندگی پیروز شد.