نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴١۴ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا شدست این قصر خرم بزمگاه شهریار

ای بسا خجلت که دارد زو بهشت کردگار

جنه المأوی که بودی پیش ازین پنهان ز خلق

در میان آب کوثر گشت اکنون آشکار

تا فروغ جام گوناگون بصحنش اوفتاد

شد زمین او چو سقف آسمان گوهر نگار

فرق نتوان کرد او را ز آسمان الابد آنک

باشد آن پیوسته سرگردان و هست این برقرار

از تفاخر زیبدش گر سرفرازد بر فلک

چون نهد بر آستانش پای شاه کامکار

شهریار جمله آفاق تاج ملک و دین

آنکه دین و ملک را باشد بذاتش افتخار

صدهزاران نوبهار و مهرگان با کام دل

اینهمایون قصر بادا جشنگاه شهریار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف یک قصر زیبا و شگفت‌انگیز می‌پردازد که محل جشن و بزم شهریار است. شاعر به زیبایی و شکوه این قصر اشاره کرده و این‌که چه بسا برای بهشت خدایی نیز خجلت‌آور است. قصر مانند بهشتی پنهان در میان آب کوثر، اکنون نمایان شده است. زیبایی و نور قصر به گونه‌ای است که زمین آن همچون آسمان می‌درخشد. شاعر همچنین به این نکته اشاره می‌کند که قصر قابل مقایسه با آسمان ابدی است و همچنان پابرجا خواهد بود. در ادامه، تاکید می‌کند که شهریار، که تاج‌دار دین و ملک است، بر تمام دنیا افتخار دارد و این قصر جشنگاه اوست، جایی که جشن‌هایی به مناسبت بهار و مهرگان در آن برگزار می‌شود.