شمارهٔ ۴٩٠ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
حبذا شهر علائیه و شهرستانش
خرما نزهت باغ خوش و باغستانش
این نه شهریست بهشتیست پر از ناز و نعیم
خازنی نیست سزاوارتر از رضوانش
قهرمان وی اگر سوی فلک حکم کند
از پی کسب شرف ممتثل فرمانش
در زمان ترک فلک پای نهد اندر گل
همچو هندو بکشد ناوه بسر کیوانش
طاق قوس قزح ار چند بلندی دارد
هست چون خاک زمین پست بر ایوانش
چون به بنیانش نظر بر فکنی خود دانی
همت عالی بانی وی از بنیانش
کیست بانیش علاء دول و دین که بود
نآورد مثل بصد قرن و بصد دورانش
آنکه بر خط وی ار سر ننهد کاتب چرخ
شاه انجم ندهد راه سوی دیوانش
هر کرا بخت مساعد بود و دولت یار
کار دشوار برین گونه بود آسانش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شهر علائیه و شهرستانش مکانهایی زیبا و خوش آب و هوا هستند که به بهشت تشبیه شدهاند. سرزمینش پر از نعمت و زیبایی است و در آن هیچ خزانتی از رضوان بالاتر نیست. در اینجا قهرمانان با عزت و شرف زندگی میکنند و در سختیها به فرماندهی خود عمل میکنند. شهر و باغهایش به قدری زیبا هستند که حتی در زمان تغییرات طبیعی هم جلوهگری خود را حفظ میکنند. علاء دول و دین، بنیانگذار این شهر، شخصیتی یکتا و بینظیر است که ذکر او از هزاران سال فراتر میرود. کسی که به این خط بنگرد، متوجه علو مقام آن خواهد شد و افرادی که بخت و دستش یاری کند، در اینجا به راحتی به موفقیت خواهند رسید.