شمارهٔ ۵٠۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر بعیب انقلاب روزگار بی ثبات
میکشد ابن یمین از آشنائی سرزنش
مشفقی فرزانه ئی باید زهر تهمت بری
تا بگوش جان فرو خواند به پیغام از منش
کز صروف روزگار ایمن بود هر سفله طبع
رنج دل باشد نصیب مردم والامنش
عقل کاراگاه داند کز خطر خیزد خطر
وین قضا بر لوح دلها از قلم شد منقش
شهره افاق گردد هر شجاع مفتخم
در خمول ذکر ماند هر جبان مرتعش
درجهان وقتی رواج زر همی آید پدید
کاندراتش بارها پالایدش زرگر زغش
سکه نتواند تصرف کردن اندر سیم و زر
تا ز پولادش نگردد چهره اول منخدش
کر که باور می ندارد بی ثباتی جهان
از برای او بائین مثل گویند غش
و انکه چون ابن یمین از کار دهر آگاه نیست
گو ببین احوال خوارزم از پی سلطان تکش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ناپایداری و بیثباتی دوران اشاره میکند و انتقادی به کسانی دارد که از روی نادانی به قضا و قدر و تغییرات دنیا سرزنش میکنند. او تاکید میکند که برای درک این نوسانات، باید از تهمت و قضاوتهای نادرست دوری کرد و آگاهی داشت. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که افراد شجاع و با اراده در تاریخ جاودانه خواهند ماند، در حالی که افرادی که جبن و ترس را اختیار میکنند، در خاموشی و فراموشی باقی میمانند. او در پایان به سرنوشت شهرها و جوامع اشاره میکند و تحولات تاریخی را به عنوان نشانهای از ناپایداری دنیا معرفی مینماید.