شمارهٔ ۵٣۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دختران ضمیر ابن یمین
همه چستند و چابک و چالاک
در پس پرده طبیعت خویش
آنچنانشان بپروریدم پاک
که اگر هم بدست نامحرم
افکندشان فلک ندارم باک
ببلاغت رسیده اند و کفو
نیست شوئی و من ازین غمناک
ور بدین خواجگان که کفو نیند
میدهمشان ز شومی افلاک
بره و رسم جاهلیتشان
کرده باشم بزندکی در خاک
حال ابناء روزگار اینست
نیتم نیست بعد ازین الاک
نزنم دم بشعر تا بزیم
جز باطرای خواجه لولاک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر درباره دخترانی صحبت میکند که چست و چالاک هستند و به زیبایی پرورده شدهاند. او احساس افتخار میکند که این دختران به بلوغ و کمال رسیدهاند و نگران نیست که اگر به دست نامحرمی بیفتند، چیزی از قداست آنها کاسته شود. شاعر از این وضعیت غمگین است که نمیتواند شوهر مناسبی برای آنها پیدا کند و این باعث میشود که نسبت به خواستگاران بیاعتنا باشد. او به وضعیت دشوار دختران در جامعه اشاره میکند و تأکید میکند که هرگز اجازه نخواهد داد آثار جاهلیت بر آنها تأثیر بگذارد. شاعر در پایان به این نکته میرسد که تا زمانی که نتواند خواستگاری شایسته برای آنها بیابد، شعر گفتن را متوقف خواهد کرد.