نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۴ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

مرجع اهل حیل مجمع تزویر و نفاق

شرف دولت و دین قدوه اصحاب ضلال

آن بدنیا شده مغرور چنان پندارد

که بزرگی جهان جمله بمال است و منال

با بزرگی کرم و خوی خوش ار حاجت نیست

او بزرگیست که گردونش ندیدست همال

زو ندیدست کرم هیچکس الا در خواب

و آن کرم نیست که دیدست خیالست خیال

ملکات وی اگر چه همه با نقصانست

لیک بخلش بود و خبث طبیعت بکمال

اعتقادش چه توان گفت عفی الله ملحد

نکند یاد سلف جز ببدی در همه حال

سخنی کش نبود فایده گوید همه وقت

که در آن طبع غلیظش نتوان یافت کلال

لیک یک نکته لطفش مدد روح دهد

گر بگوشش برسد جای کلالست و ملال

با چنین کس بسوی روضه رضوان نرود

هر که بر پای دل او بود از عقل عقال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد شخصی می‌پردازد که دچار تزویر و نفاق است و در دنیا مغرور شده است. او گمان می‌کند که بزرگی و ثروت نشانه‌ی مقام اوست، در حالی که بزرگترین دلایل برای کرم و نیکی در وجودش نیست. شاعر به نقص‌های او اشاراتی دارد و می‌گوید که ایمان او ضعیف و از یاد سلف غافل است. او به چنان حالتی دچار است که نمی‌تواند معنای واقعی خوبی را درک کند و در عین حال، در وجودش بخل و خباثت کامل است. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که چنین فردی به بهشت نمی‌رسد و عقل او همواره در بند است.