نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶٧ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا زین پیش خاطر چندگاهی

بانواع سخن میبود مایل

غزل میگفتم و مدح و مرائی

هجا گفتن نبودم نیز مشکل

کنون از جور گردون بسته بینم

در گوهر فشانی بر افاضل

غزل را عشق باید عشق را یار

ندارم من یکی زین هر دو حاصل

بمدحت هم نیابم اهتزازی

ز صاحب منصبان بی فضایل

هجا را نیز اثر چندان نبینم

درین مشتی خسیس دون جاهل

کنون چون زنده را فهم سخن نیست

مدیح مرده باشد سعی باطل

چو حال شعر از اینسان شد که گفتم

همان بهتر کزین پس مرد فاضل

مراثی و غزل دیگر نگوید

شود از زیور اشعار عاطل

ندارد رنجه خاطر تا تواند

بمدح و هجو این مشتی اراذل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از احساس ناامیدی و سرخوردگی خود نسبت به نظم و شاعری می‌گوید. او به یاد دارد که قبلاً با عشق و شوق غزل می‌سروده و از مدح و مراثی لذت می‌برده، اما اکنون به دلیل مشکلات و بدی‌های روزگار، دیگر نمی‌تواند به راحتی شعر بگوید. او می‌گوید که عشق و یار لازم است تا غزل زیبا سروده شود و او از هر دو این نعمت‌ها بی‌بهره است. شاعر به بی‌فایده بودن مدح و هجا در جامعه‌ای که آن را بی‌ارزش و خسیس می‌داند اشاره می‌کند و نتیجه می‌گیرد که دیگر بهتر است از سرودن اشعار خودداری کند، زیرا در این شرایط، تلاش او بی‌فایده است.